قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

                                  

باستان شناسان براین باورند که بسیاری از یافته های آنان در حفاری قبرها از قبیل "غل و زنجیرکردن،‌ مثله کردن و میخ کوبی کردن اجساد"‌ می تواند نشانه ای از ترس مردم و دلیلی برای وجود وامپیر باشد.

 باستان شناسان در آیینهای خاک سپاری ملل مختلف به دنبال ردپای نشانه هایی از ترس مردم از وامپیرها هستند و دریافته اند که مردم در عصر حجر هم از زنده شدن دوباره مردگان می ترسیده اند.


عقیده مردم این است که هنگامی که فردی می میرد و بلافاصله بعد از آن اعضای خانه نیز بیمار و رنجور می شوند نشانه آن است که آن فرد مرده دوباره زنده شده و از خون اعضای خانواده و کسانی که دوستش دارد ،‌ می مکد و آنها را نیز می کشد.

همین پنج سال پیش ،‌ پس از مرگ فردی به نام "توماس"‌ در بخارست، پسر خانواده بیمار می شود و یکی از اعضای خانواده به نام "جرج مارینشو"‌ نبش قبر می کند،‌ قلب توماس را درمی آورد،‌ آن را می سوزاند،‌ خاکسترش را در کوکتیل (نوعی نوشابه الکلی) حل می کند و به تمام اعضای خانواده می خوراند و جالب آنکه بلافاصله حال پسر خانواده خوب می شود،‌ مارینشو چگونگی کشتن یک وامپیر را از پدرش یاد گرفته بود، این داستان در آن زمان در مطبوعات خیلی سر و صدا به پا کرد.

باور به وجود وامپیرها قدمتی بسیار طولانی دارد و به عصر حجر بازمی گردد که تاکنون نیز ادامه دارد. قدیمی ترین آیینهای خاکسپاری که دلالت بروجود وامپیرها دارد در کشور قبرس یافت شده که به ٩ هزار سال پیش بر می گردد.

"آناستازیا سالیکی"‌ متخصص باستان شناسی حفاری قبرهای وامپیر می گوید:‌ در قبرهای یافت شده،‌ روی سر و سینه اجساد با سنگ پوشیده شده بود تا دوباره از قبر بلند نشوند و زندگان را اذیت نکنند. گاهی اوقات هم سر اجساد را از بدنشان جدا می کردند.

البته وامپیرها با خویشاوندان سینمایی یا ادبی خود ،‌ همان دراکولاها،‌ تفاوت دارند.

 وامپیرها، موجودات رقت باری هستند، آنها بزه کار، بی دین، طرد شده از کلیسا هستند که مرگ رقت باری داشته اند. وامپیرها، موجوداتی پف کرده، کثیف، متعفن با ناخنهایی دراز و موهایی چسبنده هستند.

به هرحال آدمها هر کاری می کردند تا مرده ها از قبرهاشون بلند نشوند، آنها را به صلیب می کشیدند، نذری می دادند، آنها را به تابوت میخ کوب می کردند، سرشان را می بریدند، غل و زنجیر می کردند، روی آنها سنگ می گذاشتند، دارشون می زدند و می سوزاندند.

شاید آیینهای خاکسپاری وامپیرها خیلی بیشتر از چیزی است که باستان شناسان تصور می کنند و از طرف دیگه باستان شناسان نمی توانند اثبات کنند که آیا واقعا همه این کارها به خاطر ترس از بلند شدن دوباره مرده ها بوده است؟

اما سوزاندن مرده ها بسیار مورد توجه باستان شناسان است، شاید انسانها می خواهند با چشم خودشان ببینند که مرده ها دود می شوند و به هوا می روند و دیگر برنمی گردند.

اینکه وامپیرها را بخواهی با چیزی مثل میوه و یا "بو" ، دور کنی ، کار بیهوده ای است، چون بعضی ها فکر می کنند وامپیرها را با بوی سیر می توان دور کرد اما مردم رومانی یک اصطلاح دارند که بین خودشون می گن: هرکی سیر بخوره، در حقیقت غذای بعدی وامپیر را ادویه دار کرده است.

اما مدارکی که باستان شناسان از وامپیرها به دست آورده اند جالب توجه است.یکی از این مدارک به حادثه ای اشاره می کنه که در شهر "گریس ولد" واقع در ایالت کانکتیکات آمریکا رخ داده ، در این شهر در سال 1840 ، مردی 50 ساله به نام جی بی (jb) از بیماری سل مرده و این بیماری این مرد را بسیار رنجور کرده بود. کمی بعد از مرگ این مرد، زن و پسر این مرد هم در حالیکه بسیار ضعیف و کم خون شده بودند، مردند و محلی ها براین باور بودند که جی بی دوباره از قبر بلند شده، اوایل قرن 19، کارگرانی که در معدن سنگ سیلیس آنجا کار می کردند با صحنه ترسناکی روبرو شدند: استخوانهای ران جی بی به صورت صلیب روی جمجمه اش قرار گرفته بود (مثل تصاویر پرچم دزدهای دریایی) معلوم بود که جسد از قبر بیرون آورده شده بود و بعد از اینکه پوست و گوشت در اثر زمان از بین رفته بود، کسی استخوانها را اینطوری روی جمجمه قرار داده بود که مطمئنا کار حیوانات نبوده است.مدتی بعد چند مورد از حمله وامپیرها در نشریه های محلی آن منطقه ، گزارش شد.

باستان شناسان نشانه های دیگری از میخ کردن جمجمه اجساد به تابوت در شبه جزیره "کالکیدیکی" در یونان پیدا کرده اند که به دوران روم شرقی برمی گشت یا میخ کوبی ها در یک قبر گروهی در جزیره "لسبوس" یونان که به دوران عثمانی ها برمی گشت.

در این گورستان، جنازه ها با میخ های 20 سانتی در گردن، لگن خاصره و مفصل قوزک پا به تابوت سفت، میخ کوب شده بودند.

حتی در برخی قبرها شانه های جسدها را هم میخ کوبی کرده بودند و متاسفانه باستان شناسان کمتر جرات می کنند که اینگونه اجساد را دربیاورند و بررسی کنند.

ماتیو بورینی از دانشگاه فلورانس هم ادعا می کنه که در ونیز یک وامپیر در قبر گروهی در سال 1576 پیدا شده که این وامپیر در سن 60 سالگی از طاعون مرده بود و یک سنگ بزرگ داخل دهان او گذاشته بودند>

اما آیا آیینهای عجیب خاکسپاری واقعا دلالت بروجود وامپیر می کند یا در حقیقت بیماری "نکروفوبی" (ترس از مرگ) است که آدمها را وادار می کنه چنین کارهای عجیبی بکنند.

ترس از مرگ در فرهنگ همه ملل خودش را به نوعی نشان داده است و این آیینها الان در شرق (آسیا و آفریقا) و جنوب اروپا بیشتر به چشم می خورد و به نظر می رسد که اعتقاد به وجود وامپیر و به طور کلی روی آوردن به جادو و تخیل روز به روز بیشتر در فرهنگ ملل گسترش پیدا می کنه که ساخت فیلمهای وحشتناک و فانتزی، نگارش کتابهای تخیلی، مشاهده بیماریهای ناشناخته و عجیب و غریب، ظهور بیماریهای مسری حیوانی و مرگهای بی دلیل نیز به این باورها، جلوه ای عینی و حقیقی، می بخشد. استفاده از مطلب spiegel online  



موضوعات مرتبط: فرهنگی , آیینها و باورها , باستان شناسی

تاريخ : ۱۳۸۸/٤/٢٠ | ٩:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم