قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

مردی سیاه چرده بدون پا خود را روی زمین می کشد و روی دستان خود می پرد و از مردم گدایی می کند.

آن سو تر پسربچه ای با لباس های مندرس تکه پارچه ای کثیف را روی شیشه ماشین می کشد تا پول بگیرد و این کار او اعتراض راننده را به همراه دارد.

تنها چند قدم آن طرف تر زنی کنار خیابان نشسته و به زور از مردم پول می خواهد؛ پیرمردی دیگر از جوانان پول یک عدد نان می خواهد.

اما چرا به گداها کمک نمی کنم؟

1- متکدیان قبلا خیلی کم بودند اما الان هر چند قدم با یک گدا مواجه می شوی و نمی دانی به کدام کمک کنی

2- گدایی این روزها شبیه خفت گیری شده است و گداها به زور می خواهند از تو پول بگیرند

3- برخی از گدایان پول کم را قبول نمی کنند یا هنگامی که به آنان کمک نمی کنی نفرین می کنند و الفاظ نامناسبی به کار می برند

4- هر از گاهی در روزنامه ها می خوانیم که یک گدای میلیونر دستگیر شده است

5- گداها چهره شهر را زشت کرده اند؛ جوان و پیر فرقی ندارد انگار گدایی به شغل پرسودی برای بعضی ها تبدیل شده است

6- برخی از گداها با بلندگو موجب آلودگی صوتی و مزاحمت شهروندان نیز شده اند

[ ۱۳٩٤/۱٠/٢ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم