قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

من فکر می کردم تا زمانی که یه نفر خودش از زندگیش خسته نشده باشه ، نمی میره اما فهمیدم اینطور نیست چراکه یکی از دوستانم را دیدم که تا آخرین لحظه زندگیش دنبال زندگی بود و می خواست زندگی کنه. اینکه آیا مرگ علایمی داره یا نه و انسان متوجه مرگ خودش می شه را نمی دونم . اما من هفته آخر عمر دوستم نشانه هایی غیر از نشانه های معمول او دیدم که فکر می کنم بی ارتباط با مرگ او نباشه. اول اینکه او تو روزهای آخر مهربان تر شده بود و عجیب بود از اشیای متعلق به خود به راحتی گذشت می کرد درحالیکه قبلا اصلا اینطور نبود. دوم اینکه دو روز قبل از مرگش موقع ناهار برگشت به من نگاه عجیبی کرد که من در آن یه نوری دیدم . نمی دونم اسمش را چی بگذارم. هاله مرگ بود یا هاله ای ناشی از اوج محبت. سوم اینکه کلماتی به کار می برد که هیچگاه به کار نمی برد مثلا اینکه هیچ وقت از هم خداحافظی نمی کردیم اما دو روز قبل از مرگش از من خداحافظی کرد یا اینکه می گفت برام دعا کن. مرگ دوستم را هنوز نمی تونم باور کنم اما کاش خدا به من کمک کنه موقع مرگ اقلا توشه ای برای خودم جمع کرده باشم.

[ ۱۳٩٢/٧/٥ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم