قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

موش صحرایی قهوه ای رنگی هنگام پرسه زنی ، یک قطعه پنیر بزرگ پیدا کرد. موش جیرجیرکنان گفت: "چه شانسی ، من اینجا زندگی خواهم کرد" و شروع کرد به جویدن پنیر برای درست کردن در خانه اش در پنیر.

وقتی در خانه تمام شد موش صحرایی از خوشحالی جیرجیری کرد و گفت: هر موشی نمی تواند چنین خانه زیبایی داشته باشد اما یک خونه درست و حسابی به یک پنجره نیاز دارد. او دوباره مشتاقانه کارش را شروع کرد و دومین سوراخ پنیر را ایجاد کرد.

بقیه در ادامه مطلب


وقتی که پنجره تمام شد ، صاحب خانه کوچولو از خوشحالی دمش را حلقه کرد و گفت : چه خونه دوست داشتنی، اما یک خونه درست و حسابی یک دودکش هم می خواهد و فورا کارش را شروع کرد و سومین سوراخ را در خانه پنیری جوید.

حالا دیگه خونه موش یک در، یک پنجره و حتی یک شومینه داشت . خیلی از جوندگان که در نزدیکی موش صحرایی خونه داشتند آمدند تا از خانه پنیری مجهز خوشمزه تعریف کنند. موش صحرایی از خوشحالی در پوستش نمی گنجید.

اما موش مغرور می خواست خونه جدیدش را زیباتر کند . او با اشتهای سیری ناپذیری سوراخ های دیگری در خانه پنیری برای پنجره اتاق خواب، نورگیر، یک بالکن و در پشتی باغ درست کرد.

عاقبت از قطعه بزرگ پنیر فقط یک لانه سوراخ سوراخ باقی ماند. موش حریص اما چاق شده بود. وقتی می خواست بیرون برود تا خانه رویایی خودش را ببیند و تحسین کند لای در گیر کرد.

موش صحرایی قهوه ای با ترس زیادی با پاهایش لگد می زد تا اینکه چهارچوب پنیر زهوار دررفته وا رفت و روی زمین سقوط کرد.

موش های همسایه سریع دویدند و باقی مانده های پنیر را با خود بردند. موش صحرایی قهوه ای با ناراحتی به خرابه نگاه کرد.

او از روی آزمندی، شانسش را بجای لذت بردن ، خورده بود.

reimix

[ ۱۳٩۱/۸/٢٩ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم