قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

پیچ خیلی کوچکی در کشتی بسیار بزرگی وجود داشت که همراه دیگر پیچ های کوچک، دو تخته فولادی بزرگ را به هم وصل می کرد. این پیچ کوچک هنگام سفر در میان آبهای اقیانوس هند، شروع به شل شدن کرد و نزدیک بود بیرون بیفتد. پیچ های دیگر به گفتند اگر تو بیرون بیفتی ما هم همان کار را می کنیم و میخ های زیر بدنه کشتی نیز گفتند جای ما هم تنگ است، ما هم کمی شل می شویم. هنگامی که تیرهای آهنی بزرگ این سخنان را شنیدند فریاد زدند "تورا به خدا! سر جایتان بمانید برای اینکه اگر ما را نگه ندارید اتفاق بدی می افتد!

و خبر اقدام پیچ کوچک به سرعت برق در تمام بدنه کشتی پخش شد. گوشه و کنار کشتی از این خبر لرزید. بعد تمام تیرهای آهنی و قطعات و پیچ ها و همینطور میخ های کوچک تصمیم گرفتند پیامی به پیچ کوچک بفرستند تا از او بخواهند سر جایش باقی بماند چراکه در غیراینصورت تمام کشتی ترک می خوردو هیچ یک از آنان به مقصد نمی رسید.

پیچ کوچک احساس غرور و افتخار می کرد که دیگران چنین اهمیت خارق العاده ای برای او قائلند و به آنها گفت که سرجایش می نشیند و باقی می ماند.

داستانی از رودیارد کیپلینگ (Rudyard Kipling)  از سایت www.gutefrage.net ترجمه شده است.

نویسنده انگلیسی

[ ۱۳٩۱/٤/٢٤ ] [ ٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم