قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سرمای سخت و اقلیم قطب شمال بر روی کار و فرهنگ مردم این نواحی تاثیری شگرف داشته است. زمستان در این مناطق نه تنها سرمای گزنده ای دارد بلکه تاریک هم هست. در قطب شمال و نواحی اطراف آن حدود 70 قبیله بومی با جمعیتی بالغ بر 600 هزار نفر زندگی می کنند. بر مناطق مختلف قطب شمال ، فرهنگهای متعددی حاکم است. شرایط محدود زندگی و شمار اندک ذخایر زیرزمینی در زندگی اجتماعی مردم قطب شمال، بازتاب یافته است. مثلا این مردم در فصلهای معینی از سال به منطقه دیگری کوچ می کنند. همه مردم قطب شمال به "آنیمیسموس" (اعتقاد به روح) معتقدند و براین باورند که ارواح جزئی از طبیعت پیرامون آنهاست.

 شمن (schamane) جایگاه ویژه ای در دین و مذهب مردم قطب شمال دارد. ظهور کلیسا ها جایگاه "شمن" و موسیقی بومی قطب شمال را کاملا نابود کرد. فرهنگ مردم قطب شمال چندی است که مورد توجه بومیان این منطقه و هچنین سایر جهان قرار گرفته است. فرهنگ و رسوم قطب شمال به طور شفاهی و دهان به دهان منتقل شده و نوشته ای وجود ندارد. سامی ها (saamen) ی فندلاندی تازه در سال 1987 در کنفرانس " آرجپلاگ" زبان نوشتاری مشترک را پذیرفتند.

قطب شمال (که در زبان انگلیسی و اصلی به آن "آرکتیش" (arktisch) می گویند معنای اسطوره ای دارد و اسم خود را از لغت یونانی "آرکتس" (arktos) به معنای خرس، گرفته است. مناطق قطب شمال، آرکتیش خوانده می شود چون تصور براین است که این منطقه زیر صورت فلکی دب اکبر قرار گرفته است. خرس ، خمیرمایه اصلی تصویر عمومی و مذهب قطب شمال است. در این منطقه خرسها به عنوان اجداد و نیاکان ، پنداشته می شوند و مثل خدا مورد پرستش قرار می گیرند. در اسطوره ها آمده که خرس در آسمان متولد شده و پس از مرگ به وطن اولیه اش برگشته است. خرس در قطب شمال یک "تابو" است. خرس از خودش چنان انرژی ساتع می کند که مثلا زنان اجازه ندارند (حتی هنگام شکار) به خرس نگاه کنند البته راه حلی برای فرار از این قانون هست و آن اینکه زنان می توانند از میان یک حلقه فلزی خرس را نظاره کنند چراکه حلقه اجازه نمی دهد انرژی خرس از آن عبور کند و به مثابه یک مانع عمل می کند. علت این امر در اساطیر چنین آمده که دختری زمستان را در غار خرس سپری کرده و سرآغاز ازدیاد جمعیت خرسها شده است. فرهنگ خرسها از اواسط دوران سنگی باستان برروی تصاویر درون غارها قابل اثبات است و این فرهنگ از قوم سام ها تا قبایل سیبری و تا سرخ پوستان گسترش یافته است. به باور بومیان اصیل قطب شمال (سامی ها و فندلاندی ها) ، خرس می تواند به انسان و انسان می تواند به خرس تبدیل شود. خرسها با ویژگیهای همچون قدرت زیاد مثال زدنی و خرد ، توصیف شده اند. خرس ارباب جنگل و پسر خدا است. دندانها و پنجه های خرس به عنوان طلسم حمل می شوند تا "نیروی خرس ها" را عاریه بخشد.

داستانی از خرسها نقل است که:

مرد پیری همیشه زمستانها غیبش می زد و بهار پیدایش می شد. عروس پیرمرد کنجکاو شد و یک پاییز تصمیم گرفت او را تعقیب کند. پیرمرد وارد جنگل شد. عروس نیز او را تعقیب می کرد اما برای یک لحظه او را گم کرد و به جای پیرمرد؛ خرسی را دید که درون حفره درختی که کج روییده بود، خوابیده بود. عروس وارد حفره شد و در همان لحظه به خرس تبدیل شد. آن خرس خوابیده واقعا پدرشوهرش بود و برای عروسش تعریف کرد که زمستانها همیشه به خرس تبدیل می شود و در این حفره می خوابد ( و این دلیلی است برای اینکه چرا پیرها خسیس هستند). عروس نمی دانست چکار کند و پدرشوهرش به او پیشنهاد کرد که زمستان را در آن غار استراحت کند. وسط زمستان هنگامی که دو خرس به خواب عمیقی فرورفته بودند، پسران پیرمرد برای شکار خرس به جنگل آمدند و از قضا یک راست سراغ همان حفره درخت رفتند. خرسها بیدار شدند. خرس پدر خود را به خطر انداخت تا شکار شود و خرس عروس نجات پیدا کند. پسران از پوست خرس پدر، "کوتا" (نوعی چادر خیمه) ساختند. خرس عروس طبق توصیه خرس پدر باید از روی این خیمه می پرید تا به انسان تبدیل  شود. وقتی پرید پای چپش به خیمه گیر کرد . خرس عروس دوباره به آدم تبدیل شد اما پای چپش خرس ماند.

منبع: آیرورا

(استفاده از این مطلب منوط به ذکر منبع "قلم سخن" است)

[ ۱۳۸۸/٦/۱۱ ] [ ٩:٢٢ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم