قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

شعر حسین پناهی

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!
*می دانی ... !؟ به رویت نیاوردم ... !
از همان زمانی که جای " تو " به " من " گفتی : " شما "
فهمیدم
پای " او " در میان است ...
*این روزها به جای" شرافت" از انسان ها
فقط" شر" و " آفت" می بینی !
می‌دونی"بهشت" کجاست ؟
یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !
بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...
*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
*راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب
*می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!
*وقتی کسی اندازت نیست
دست بـه اندازه ی خودت نزن...
*این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند!
بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا
*بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان
بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو......
*ماندن به پای کسی که دوستش داری
قشنگ ترین اسارت زندگی است !
*من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...
یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم
ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...
و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!
*می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...
*مگه اشک چقدر وزن داره...؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...

[ ۱۳٩٢/٤/٢٤ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ ]

سال گذشته کتابی به زبان آلمانی از اینگو شولتسه خریدم به نام موبایل یا handy که شامل 13 داستان کوتاه بود. حقیقتش از بعضی داستان هاش سردرنیاوردم . بعضی دیگه از داستان هاش هم بسیار زیبا بودند. اما چند ویژگی در کتاب های شولتسه وجود داشت که کمتر در دیگر کتاب های آلمانی دیده بودم یا شاید هم کمتر کتاب های آلمانی زبان معاصر خواانده بودم. این ویژگی ها شامل موارد ذیل بود:

1- حس زندگی در این کتاب کاملا مشهود بود به این معنا که وقتی داستان را می خوانی بیشتر حس می کنی داری یک داستان واقعی یا یک تجربه نویسنده را می خوانی که در عالم واقعیت به راستی اتفاق افتاده است. من که بیشتر این احساس را داشتم که دارم بیوگرافی خود نویسنده را می خوانم.

2- در این کتاب به وفور با کشورهای خارجی می توان برخورد کرد به ویژه دو داستان در کشور استونی و مصر اتفاق می افتد. هنگام خواندن داستان استونی به این فکر افتادم شاید مسوولان استونی برای نوشتن این داستان به شولتسه پولی داده اند چراکه شولتسه در این داستان به زیبایی به بیان چشم اندازهای زیبا، حیوانات نادر و طبیعت پرداخته است.

3- در این کتاب شولتسه خود را محدود به هیچ قید و بندی اعم از خط قرمز یا ... نکرده است . بطور مثال در داستان خود به راحتی از پاکت های مارک فلان شرکت یا اسم فلان فروشگاه صحبت می کند و گویی باز هم شرکت ها برای اینکه اسم خودشان در این کتاب بیاید به شولتسه پول داده اند.

4- شولتسه نویسنده ای است که در بکارگیری فعل ها وسواسی اغراق آمیز دارد. بطور مثال اگر در صفحه اول از فعل فکر کردن denken استفاده کرده باشد در صفحه دوم از شکل دیگر این فعل meditiren استفاده کرده است بطوریکه برای مثال برای فعل "دیدن" بیش از 10 فعل مانند sehen- spahen- anblicken- betrachten استفاده کرده است. گستره واژگانی شولتسه به نظر می رسد بیش از سایر نویسندگان باشد.

بیوگرافی شولتسه:

1-اینگو شولتسه (به آلمانی: Ingo Schulze) نویسنده آلمانی معاصر در 15 دسامبر 1962 در درسدن آلمان به دنیا آمد.

2-1981 دیپلم گرفت

3-بعد از آن 18 ماه خدمت سربازی رفت

4-1983 تا 1988 فیلولوژی کلاسیک یونانی باستان و لاتین خواند. (مطالعات فقه اللغـه) و البته ادبیات آلمانی در ینا

5-1988 تا 1990 راه اندازی و همکاری در نشریه های  “Altenburger Wochenblatt“ و  “Anzeiger“

6- 1993 یک آگهی نامه رایگان به نام “Priwet Peterburg" منتشر کرد

7- از 1993 به بعد در برلین است

8- در برلین زندگی می کند و دو دختر دارد

جوایز / افتخارات:
1995 کمک هزینه از جایزه آلفرد دوبلین،، جایزه ارنست ویلنر  
1998 جایزه ادبیات برلین جایزه همراه با مدال یوهانس Bobrowski
2001 جایزه ادبیات جوزف برایت باخ (این جایزه معتبر ادبی به نام «ژوزف برایتباخ» نویسنده اهل «کوبلنتس» (1903-1980) نامیده شده و هر سال از سوی آکادمی علوم و ادبیات ماینس و بنیاد برایتباخ اهدا می‌شود. )

2006 جایزه پیتر وایس
از سال 2006 عضو آکادمی هنر در برلین و آلمان و عضو فرهنگستان زبان و شعر در دارمشتادت Darmstadt
سال 2007 همکاری با موسسه فرهنگی  ماسیمو ویلا در رم، برنده جایزه ادبیات تورینگن، بردن جایزه نمایشگاه کتاب لایپزیک
از سال 2007 عضو آکادمی هنر ساکسون
2008 جایزه جایزه ادبی آلمان – لهستان موسوم به جایزه «ساموئل بوگومیل لینده» (
جایزه «ساموئل بوگومیل لینده» از سوی دو شهر شهر تورن در لهستان و گوتینگن در آلمان اهدا می‌شود و توسط آن از نویسندگانی تجلیل می‌شود که آثارشان ایده‌آل‌ها و ارزش هایی را پدید می‌آورد که موجب می‌شود انسان‌ها، جوامع و ملت‌ها به گفت‌وگو با یکدیگر بپردازند)

از سال 2010 مدیر بخش ادبیات آکادمی هنر
2011 جایزه ادبی  ماینس
2012 جایزه "انجمن آزاد نویسندگان آلمانی"

[ ۱۳٩٢/٤/۱٤ ] [ ٩:۳٩ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم