قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

چندی پیش اس ام اس هایی به افراد ارسال می شد حاکی بر اینکه شما در قرعه کشی (مثل ایرانسل) یا ... برنده شده اید و لازم است اطلاعات شخصی مثل شماره شناسنامه - نام پدر و دیگر اطلاعات جزئی را به شماره خاصی ارسال کنید که از این اطلاعات فردی برای کلاهبرداری استفاده می شد.

حالا گویا این کلاهبرداری از اس ام اس به ایمیل تغییر کرده و نامه هایی به زبان انگلیسی برای افراد ارسال می شود مبنی بر اینکه "من یک فرد آفریقایی هستم و مقدار زیادی پول به من ارث رسیده و من می خواهم کسب و کاری راه بیندازم و این پول را در اختیار شما قرار می دهم تا در کشور خود ایده ای را پیاده کنید"

و در ادامه خواستار ارسال اطلاعات فردی شما می شوند.

واقعا هدف واقعی این اشخاص از ارسال اینگونه نامه ها مشخص نیست و برای جلب اعتماد افراد حتی شماره تماسهای خود را نیز در خارج از کشور اعلام می کنند.

جالب است که به تازگی نامه های خود را به اصطلاح ترجمه کرده و به زبان فارسی ارسال می کنند.

متن یکی از نامه هایی که به این روش به زبان فارسی ارسال شده به این شرح است:

سلام عزیزترین
من می دانم که این ایمیل به شما به عنوان تعجب از ما نیست و یا ملاقات به حال مکاتبات قبلی ارسال شده ، لطفا خرس با من برای ناراحتی ، من واقعا دوست دارم به روابط خوب با تو ، و من دلیل خاص که چرا من تصمیم گرفت برای شما به دلیل ضرورت ها و الزامات وضعیت من بنویسید.
این به من لذت بیشتری دارم چون معتقدم که ما هر دو باید دارای فکر باز و صادق به عنوان به شناختن یکدیگر عمیق کردن ، سهم تنهایی من و افکار ، من قبل از ادامه اجازه بدهید بیشتر خودم را معرفی کنم به طور کامل برای شما ،
من از دست آمنه عمر Nkaje از جمهوری دموکراتیک کنگو ، پناهجو در اینجا در داکار ، سنگال ، غرب آفریقا. من 25 ساله ، زیبا و جوان مجرد زن سیاه آفریقایی ، رفتن آسان می کند ، صادق ، دلسوز ، مؤدب ، متواضع ، دوست داشتنی ، آرام است. من می خواهم از طریق این رسانه برای همکاری و امنیت درخواست فرصت برای سرمایه گذاری و تجارت مشترک با شما در کشور خودتان.
من مقدار قابل توجهی از پول سرمایه در بانک در انگلستان توسط پدر مرحوم من ، که من با افتخار در صدد سرمایه گذاری در کشور خود را به سرمایه گذاری بسیار سود آور کسب و کار از جایی که شما را به توصیه و اجرا گفت : سپرده سرمایه گذاری بیش از وجود دارد برای منافع متقابل از هر دوی ما. شما قادر همکاری است برای تبدیل شدن به شریک کسب و کار من در کشور خود و ایجاد ایده ها در مورد نحوه پول سرمایه گذاری خواهد شد ، به درستی مدیریت و نوع سرمایه گذاری پس از پول است به بازداشت خود را با کمک و مساعدت شما منتقل می شود. در همین حال ، در نشانه ای از تمایل خود برای مدیریت این معامله صادقانه با حفاظت از منافع ما و پس از موافقت شما با این پیشنهاد ، من می خواهم شما را با اطلاعات کامل تفسیر ، روش ، مقدار و متقابلا شامل توافق بر سر منافع و یا درصد سهم خود را برای کمک به برگزاری مزین کردن مرا به امن آزادی واریز پول و سرمایه گذاری در کشور شما و تحت مدیریت مناسب و مراقبت از شما.
من باید خوشحال رزرو این احترام و فرصت را برای شما ، اگر شما تا تمایل ، اما آیا شما مصرانه موضوع را به توجه فوری شما آن را سزاوار. اگر این طرح قابل قبول است توسط شما ، لطفا از استفاده نامناسب از اعتماد من به شما عطا کند ، و پاسخ فوری شما به شدت مورد نیاز است ، برای اطلاعات بیشتر. من به شما شماره تلفن من در نیاز ارسال خواهد کرد. با نگاهی به جلو به شما پاسخ صادقانه و مثبت و متقابل روابط تجاری سالم با شما خواهد شد.
با احترام ،
آمنه.

[ ۱۳۸٩/۳/٢٦ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ]

: "نقاشی کلاسیک رنگ روغن و الیاف کتان از کفشهای طلایی اثر ویکتور نوی فلد Viktor Neufeld هنرمند آلمانی"

گفته می شود می توان از ظاهر کفش هر فردی به شخصیت او پی برد. جالب است بدانید که کفش در جوامع گوناگون معانی مختلفی دارد. در ایران کفشهای میرزا نوروز معروف است، کفشهای کهنه ای که صاحب خود را رها نمی کردند و همواره برای او بدبختی به همراه می آوردند. اما جالبتر اینجاست که کفش در باور دیگر اقوام و کشورها، معنای خوشبختی دارد. البته تعبیر خواب کفش در تعابیر اسلامی نیز خوب است. در قوم انگلوساکسن ، پدر عروس کفش دخترش را به خواستگار او می دهد تا به سر خود بساید. این اقدام به عنوان سمبلی برای واگذاری اختیار پدر به داماد تلقی می شود. در دوران باستان نزد قوم سامی ها (یهودیان)‌رابطه خاصی بین کفش و ارواح قائل بودند.

به هرحال کفش ها در بسیاری از نقاط جهان معناهای خاصی دارند. از جمله اینکه هنگام لنگر کشیدن قایق از ساحل، پشت سر آن کفش پرت می کنند تا سعادت به همراه آورد.

اکنون در لبنان نیز کفش را سمبل شانس و خوشبختی می دانند و کفشهای کوچکی را به پشت سپر ماشین (کنار اگزوز) وصل می کنند.

در برخی نقاط دیگر جهان، مردم به "کفشهای خوشبختی" اعتقاد دارند و بر این باورند که این کفشها خاصیت جادویی دارد و آیین خاصی هم برای درست کردن اینگونه کفش ها وجود دارد به این ترتیب که : یک سکه طلا را صبح روز دوشنبه مقابل نور آفتاب می گذارند تا انرژی بگیرد و در همان حال سکه را بالا نگاه داشته و این ورد خوانده می شود: "زود این طلا را چند برابر کن/ فکر بدبیاری را از سر به در کن" ! . بعد سکه را در کفش پای چپ گذاشته و آن را می پوشند ، سه بار با آن چرخ زده و دوباره کفش را در می آورند و سه روز این کار را انجام می دهند و در روز سوم سکه را با نوارچسب به کفش وصل می کنند. البته باید توجه داشت که کفش مورد استفاده برای درست کردن کفش خوشبختی حتما باید کهنه و قدیمی باشد.(مقاله ای در باره کفش نوشته شده توسط ساناز)

[ ۱۳۸٩/۳/٢٠ ] [ ٩:٢٧ ‎ق.ظ ] [ ]

سخنرانی قطب الدین صادقی، تئوریسین و کارگردان برجسته تئاتر در جشن اردیبهشت تئاتر کرج در سال 89 درباره نقاط ضعف و قوت تئاتر:

تئاتر بدون تماشگر ارزشی ندارد مهمترین پرسشی که در مقوله تئاتر از بعد جامعه شناسی مطرح است این است که چطور باید با مردم ارتباط برقرار کرد

برغم فعالیتهای ارزشمند و جذاب بارها مشاهده شده متاسفانه آنطور که باید و شاید نمی تواند با مردم ارتباط برقرار کند دست اندرکاران حوزه نمایش اعم از بازیگر، کارگردان، طراح، نویسنده و مربیان از چهار عنصر "سرگرمی" ، "زندگی احساسی" ، "تفکر" و "بعد زیبایی شناسی" می توان با مردم ارتباط برقرار کرد.

یکی از راههایی که از دیرباز پیش پای تئاتر برای برقراری ارتباط با مردم وجود دارد بعد سرگرمی آن است، هنر سرگرمی، گرانترین هنر در جهان به شمار می رود.

متاسفانه اکنون دست اندرکاران فرهنگ و هنر از وظایف خود غفلت ورزیده اند چراکه مهمترین وظیفه خادمان فرهنگی، سرگرم کردن مردم است، آنان باید کاری کنند که مردم مدار روزمره خاکستری زندگی را فراموش کنند و به دامان هنر پناه برند.

مقوله سرگرمی در تمامی هنرها از نقاشی گرفته در زلالی رنگهای آن تا شیرینی نهفته در قصه و حکایت وجود دارد و حق تماشاگر است که با دیدن تئاتر، سرگرم شود و این سرگرمی یک تمرکز روحی است و تئاتر باید بتواند با نیروی فزاینده ای خستگی را از تن تماشاگر بزداید.

باید به این نکته توجه داشت که فقدان سرگرمی می تواند موجب دلزدگی مردم شود، مردم به راحتی بسیاری از کتابهای نویسندگان بزرگ را کنار می گذارند.

ایجاد سرگرمی و خنده به معنای تن دادن به کارهای مبتذل نیست، بسیاری از نمایشهای مردمی، ساده و خنده آور هستند.

تئاتر باید آنقدر جذابیت اجرایی و موضوعی داشته باشد تا بتواند تماشگر را جذب کند، حتی یک معرکه گیری ساده از این عنصر برخوردار است و تنها کارش، سرگرم ساختن مردم است.

اگر تئاتری نتواند مردم را سرگرم سازد در تعریف کارش با اشکال مواجه است، مردم برای دیدن تئاتر وقت و هزینه، صرف می کنند و با اشتیاق برای دیدن تئاتر می آیند و نباید آنها را ناامید ساخت، این کفران نعمت است، اولین وظیفه هنرمند تئاتر سرگرم کردن مردم است.

راه دوم که از دیرباز از بامداد تمدن تاکنون در تئاتر برای جذب مخاطب به کارگرفته شده استفاده از زندگی احساسی است، تماشاگر تجربه محدودی در زندگی دارد و بسیاری از آرمانها مانند جوانمردی، بخشش و عشق را با گذر زمان یا تحت شرایط زندگی از یاد می برند و وظیفه تئاتر است که از طریق قصه ، شخصیت و زندگی احساسی به احساسات انسانی تلنگر بزند و آنها را بیدار سازد.

مخاطبان از طریق "همذات پنداری" این شانس را دارند که احساسات درونی خود را بیدار کنند.

اکنون اگر در جامعه فحشا، فساد و ظلم و ستم بیداد می کند به دلیل فقدان عشق است و اینکه انسانها یکدیگر را دوست ندارند و عشق در وجودشان به اندازه کافی رشد نکرده است بنابراین وظیفه مسوولان فرهنگی است تا کاری کنند که این احساسات به دست فراموشی سپرده نشوند.

هنر یک تربیت معنوی درونی به شمار می رود و تئاتر باید قادر باشد با تمام احساسات پیوند بزند.

اینکه اکنون فیلمهای هندی از محبوبیت خاصی میان مردم برخوردار است به خاطر پیوند حسی آنان با روح مخاطب است.

یکی دیگر از شیوه هایی که می توان با مخاطب ارتباط برقرار کرد از طریق "بعد اندیشه" (تفکر) است ، بسیاری از مردم شانس این را ندارند که تحصیلات عالیه داشته باشند یا با متفکران فرهیخته رابطه داشته باشند و تعلیم درستی داشته باشند بنابراین نیاز فکری خود را از منابع دیگر یعنی فیلم، سریال، تئاتر و ... ، تامین می کنند.

مردم از تئاتر توقع دارند و با آن مساله فکری ایجاد کرده و از آن می آموزند، بسیاری از بزرگان مانند "شکسپیر" به خاطر تفکرش هنوز در میان مخاطبان زنده است.

در جامعه ایرانی نیز با تمدن تفکر هزاران ساله ، نمی توان تئاتری اجرا کرد و تفکر را در آن کنار گذاشت.

یکی از نیازهای اساسی تئاتر برای ارتباط با مردم تامین بعد تفکر است،باید در اندیشه روزمره مردم و پرسشهای آنان شرکت کرد.

یکی از جذابترین راههای ارتباط تئاتر با مردم ، میزان به چالش کشیدن ذهن ها از طریق نمایش است.

یکی دیگر از شیوه های جذب مخاطب در تئاتر، بهره گیری از عنصر "بعد زیبایی شناسی" است ، نوع برخورد زیباشناسایی کارگردان با آثار برای تماشاگران، جذاب است.

زیبایی شناسی (جستجوی تعادلی ازلی) ، یک مقوله تزئینی نیست بلکه باید از آن آموخت.

بسیاری از نظریه پردازان بر این عقیده اند که زیبایی شناسی همان بهشت گمشده انسانی است.

زیبایی شناسی ، حفظ نسبتها و تعادل است که با روح نسبت دارد، به طور مثال قبل از آنکه "ایده" هنرمند و نویسنده بزرگی مانند "برتولت برشت" مهم باشد، زیبایی شناسی این نویسنده برجسته برای مخاطبان جذاب است.

هنرمندانی موفق هستند که از تمام عناصر سرگرمی، ارتباط حسی و فکری و زیبایی شناسی (شامل نوآوری و ابداع) در اثر خود بهره گیرند و از چهار سو با تماشاگر ارتباط برقرار کنند.

هنرمندانی که هیچ استفاده ای از این چهار عنصر حیاتی در آثار خود نمی کنند به این معنا است که "کاربلد" نیستند و حق ندارند مردم را به بی فرهنگی و ... متهم سازند.

تئاتر بدون مردم ممکن نیست به حیات خود ادامه دهد، خود بزرگ بینی ناشی از جهل هنرمند از او آدم بزرگی نمی سازد بلکه باید قادر باشد با مردم ارتباط برقرار کند.

اکنون تئاتر ما در وضعیتی است که نمی توان یک سالن نمایش 500 نفری را در شهر 12 میلیون نفری، پر کرد و این نشاندهنده کژروی دست اندرکاران حوزه تئاتر است که نمی توانند به نیازهای فکری و روحی مردم پاسخ دهند.

بهره گیری از چهار عنصر سرگرمی، ارتباط حسی و فکری و زیبایی شناسی مایه پیشرفت و تعالی فرهنگی می شود.

اصل دیگر در پیشرفت هنر نمایش ، وجود "گروه نمایشی" است، از هزاران سال پیش تمام افرادی که در عرصه نمایش موفق بودند، افرادی بودند که در گروه کار انجام می دادند و از کار پراکنده، خرده کاری و تک روی پرهیز می کردند.

کار گروهی ، ثبات و دوام دارد، یک فرد در دل گروه، ذره ذره جای خود را محکم می کند و دست اندرکاران هنر نمایش باید کار مشترک کردن را یاد بگیرند.

گروه به تدریج دارای سبک می شود بسیاری از کارگردانان و بازیگران کنونی اکنون صاحب سبک نیستند باید توجه داشت که خیلی از شاعران غزل گفتند اما تنها غزل حافظ ماندگار شد ، چون دارای سبک بود، هنرمندی که سبک نداشته باشد، ماندگار نیست و سبک نیز در کار مداوم به دست می آید.

بزرگترین وظایف گروههای نمایشی، تربیت و نگهداری هنرمندان است و البته باید دو اصل در گروههای نمایشی رعایت شود که آن دو اصل ، "احترام به پیش کسوتان" به خاطر تجاربت ارزشمند و "میدان دادن به جوانان و توجه به استعدادهای آنان" است.

روابط و مناسبات در تئاتر ویرانگر و نافی ارزشهاست و باید به گونه ای عمل کرد که به نیازهای فرهنگی جامعه ، پاسخ داد چراکه اگر تولید هنری مبتنی بر نیازهای فرهنگی جامعه صورت نگیرد، دیگران با حفظ منافع خود دست به این کار خواهند زد.

[ ۱۳۸٩/۳/٤ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سادات حسینی خواه هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم