قلم سخن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

هرچند قرقیزستان و ایران مرز مشترکی ندارند اما اشتراکات فرهنگی مانند عید نوروز، زمینه نزدیکی دو کشور را فراهم آورده است.
قرار گرفتن در مسیر راه ابریشم و نیز گسترش دین اسلام در قرقیزستان، مناسبات فرهنگی نزدیکی به این کشور با ایران بوجود آورده است، اسم قرقیزستان با پسوند «ستان» است که ریشه در زبان فارسی دارد.
شرکت در کارگاه آموزشی نقش خبرنگاران در مبارزه با مواد مخدر در قالب برنامه منطقه ای افغانستان و کشورهای همجوار با حضور خبرنگارانی از ایران از سوی دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد(یو ان او دی سی) که 20 و 21 اسفند ماه در بیشکک قرقیزستان برگزار شد، فرصت مناسبی برای آشنایی با اشتراکات فرهنگی این کشور با ایران بود.
قرقیزستانی ها چندان با زبان انگلیسی آشنایی ندارند و زبان آنان، روسی و قرقیزی است اما آنها برای فهمیدن ملیت ما به زبان فارسی می پرسیدند «از کجا؟» که نشان از نفوذ - هر چند اندک - زبان فارسی در این کشور دارد.
یکی دیگر از اشتراکات فرهنگی این کشور با ایران، عید نوروز است؛ البته این روزها به گفته خود مردم قرقیزستان کمرنگ تر از گذشته شده و آنها مانند غربی ها، کریسمس را جشن می گیرند، اما نوروز برای آنان جشن ملی است.
آنها نوروز را دو روز جشن می گیرند و مراسمی مانند مسابقات اسب سواری را در این روزها برگزار می کنند.
اسب سواری یکی از مهم ترین بخش های فرهنگ قرقیز است و در قرقیزستان گفته می شود که «اگر شما فقط یک روز فرصت برای زندگی کردن دارید، حداقل نیمی از آن باید روی زین اسب باشد».
شاید از همین رو است که انواع مختلفی از مسابقات اسب سواری و جشنواره های مرتبط با اسب در قرقیزستان وجود دارد و نماد اسب در صنایع دستی آنان نیز به وفور دیده می شود.
زنان برای اینکه به مرد خود بگویند که او چقدر شجاع است به او تازیانه اسب هدیه می دهند.

** ماناس
«ماناس» همانند رستم، قهرمان اسطوره ای و ملی قرقیزستانی ها است؛ آنها مانند شاهنامه فردوسی این حماسه را به شعر سروده اند که این مساله نشان دهنده تشابه فکری دو ملت است.
حماسه «ماناس» مروارید درخشانی در گنجینه قرقیزها است که داستان‌ جنگ هشت نسل از یک خانواده را برای وحدت اقوام پراکنده و همبستگی ملل و مقابله با تجاوز خارجی به تصویر می‌کشد.
«ماناس» در تاریخ قرقیز‌ها ثبت نشده اما مردم قرقیزستان نسل به نسل به طور شفاهی حفظ کرده‌اند و تا آن اندازه شهرت پیدا کرده که در کشورهای اسپانیا، قزاقستان، کره، و مجارستان نیز شهرهایی با نام «ماناس» وجود دارد.
تاکنون از نظر تعدادی هنوز هیچ حماسه‌ای که به اندازه محتوای «ماناس» باشد، ثبت نشده است.
«ماناس» از نظر تعدادی از حماسه یونانی ایلیاد و ادیسه، بیست برابر، از شاهنامه فردوسی پنج برابر و از مهابهاراتا هندی سه برابر بیشتر است.
گفته می شود «ماناس» حجیم ترین کتاب دنیا با دو میلیون و 400 هزار واژه یعنی 14 برابر حماسه هومر یونانی است.
در زمان به وجود آمدن حماسه «ماناس»، نظرات بسیار زیادی مطرح می‌شود.
اگر مبنای آن را جشن سال 1995 میلادی - که برای گرامیداشت هزار سالگی ماناس برگزار شد - در نظر بگیریم، اکنون حماسه «ماناس»، بیش از یکهزار سال عمر دارد.
حماسه «ماناس» در میراث بخش تمدن یونسکو از طرف قرقیزستان ثبت شده است.
این داستان اولین افسانه بلند ترک‌ها پس از اسلام آوردن و طولانی ترین رمان و داستانی است که در دنیا توسط بشر خلق شده است.
در بین قرقیزها آکین‌هایی که تمامی این افسانه را بلد باشند با نام «ماناسچی» شهرت دارند.

** موسیقی قرقیزستان
قرقیزی ها مانند ایرانی ها، ابزار موسیقی خاص خود مانند «کوموس» komoz و «چوپورچور» به انگلیسی chopo choor

را دارند و موسیقی آنان برآمده از فرهنگ عشایری آنان است.
آنان مانند ایرانی ها موسیقی را به تناسب مراسم مختلف به کار می گیرند؛ ساز کوموس آنان مانند سه تار، یک ساز زهی است.
موسیقی بی کلام مهمترین جایگاه را در هنر قرقیزستان دارد.
مسابقه نواختن موسیقی در تعطیلات جزو فرهنگ قرقیزی ها است. آنها از موسیقی به عنوان ابزار مبارزات نظامی نیز استفاده می کردند. موسیقی آنان تم های مختلفی از طبیعت تا حماسه را در بر می گیرد.
هنر و صنایع دستی نیز در قرقیزستان بر اساس نیازهای روزمره مردم و زندگی عشایری آنان شکل گرفته و برخی از این هنرها و صنایع همسانی فراوانی با هنر و صنایع دستی ایرانی دارد.
گلدوزی، ساخت محصولات چرمی و کنده کاری چوب از جمله صنایع دستی مردم این کشور به شمار می رود.
زنان قرقیزی با مهارت ویژه ای طرح های زیبایی را روی پارچه ها گلدوزی می کنند.

** طبیعتی که طبیعت ایران را به یاد می آورد
قرقیزستان یک کشور کوهستانی است و طبیعتی بکر و زیبا دارد؛ طبیعت آن تا حدی زیبا است که برای آن افسانه ای وجود دارد.
طبق این افسانه، در آغاز خلقت، خدا با توجه به استعدادها و شخصیت او، دره های حاصلخیز، کوه های صخره ای، بیابان های خشک، جنگل ها و دیگر نعمت ها را بین همه مردم توزیع می کرد که ناگهان متوجه فردی (که منظور همان قرقیزستان است) شد که هنگامی که دیگران برای به دست آوردن نعمت ها با هم مبارزه می کردند او پای درختی خوابیده بود.
خدا نیز تصمیم گرفت به او یک منطقه بارور و زیبا از جهان (یعنی قرقیزستان) را به او بدهد تا برای زنده ماندن به کار بیش از حد سختی نیاز نداشته باشد.
درختان سر به فلک کشیده و زیبا همراه مراتع سرسبز و خانه های کوچک با سقف شیروانی در خارج از بیشکک، مناظر جاده چالوس و شمال ایران را به ذهن می آورد و اگر خوش شانس باشی «یورت» هم می بینی.
یورت، چادرهای گنبدی شکلی هستند که با زندگی مردم کوچ نشین قرقیزستان، هماهنگی کاملی داشته و دارد و اکنون نیز بسیاری از صنایع دستی چوبی یا نمد را به شکل یورت می سازند و به عنوان سوغات به گردشگران ارائه می کنند.
البته در شهر بیشکک نیز بافت شهری با خانه های کوتاه قد، کوچه باغ ها و درختان کاج دو طرف خیابان و جوی های کنار کوچه ها، فضای برخی شهرهای ایران را تداعی می کند هرچند که ساختمان ها در بیشکک ظاهری زیباتر دارند.

** کمی از قرقیزستان
قرقیزستان با جمعیت حدود شش میلیون و مساحت 198 هزار و 500 کیلومتر مربع در جنوب قاره آسیا (آسیایی مرکزی)، بین چین و قزاقستان واقع شده است. همسایه های این کشور در شمال قزاقستان، در شرق چین، در جنوب تاجیکستان و در غرب ازبکستان است. قرقیزستان به همراه قزاقستان تنها کشورهای آسیای مرکزی هستند که زبان روسی را در کشورهای خود به عنوان زبان رسمی نگهداشته‌اند.
برخی مردم قرقیزستان از من سئوال می کردند که آیا در ایران فقط فارسی صحبت می کنید و بعد با خوشحالی اضافه می کردند که ما دو زبان رسمی شامل روسی و قرقیزی داریم؛ زبان قرقیزی از شاخه زبان های ترک تبار است.
زبان قرقیزی زبان سنتی مردم است اما در کسب و کار و تجارت زبان آنان روسی است.
قرقیزستان میزبان پناهندگانی از افغانستان و بویژه تاجیکستان نیز هست.
بر اساس آخرین آمارها، 66.3 درصد مردم این کشور قرقیز، 11.2 درصد روس، 14 درصد ازبک، 1.1 درصد دونگان (مسلمانان چینی) و یک درصد اویغورها و بیش از شش درصد از اقوام دیگر هستند.
در طول جنگ جهانی دوم تعدادی از آلمانی ها از سوی استالین به قرقیزستان فرستاده شدند.
شاید از همین رو باشد که برخی واژه ها در این کشور مانند «اشتادت» به معنای شهر از زبان آلمانی نشات گرفته اند.
غیر از اقلیت های قومی از جمله آلمان، کردها، چچن ها، لهستانی ها و یهودیان، اویغورها و دونگان مسلمانان چین نیز در قرقیزستان مستقر هستند.
این ترکیب جمعیتی در کنار روس ها و قرقیزها باعث می شود، قرقیزستان متنوع ترین جمعیت قومی در آسیا را داشته باشد.
72.6 درصد مردم قرقیزستان از قوم قرقیز، 14.4 درصد روس و بقیه از اقوام دیگر هستند.
80 درصد مردم این کشور مسلمان و 17 درصد پیرو کلیسای ارتدکس روس هستند. سه درصد بقیه هم یهودی، کاتولیک و بودایی هستند. اغلب مسلمانان در این کشور سنی مذهب هستند.
قرقیزستان سرزمینی کوهستانی و مرتفع بوده و کوه «تیان شان» مهمترین ارتفاعات این کشور به شمار می رود.
دمای این کشور در منطقه دره فرغانه در ژانویه به کمتر از 30 درجه هم می رسد.

** محیط زیست قرقیزستان
طبیعت بکر قرقیزستان موجب شده تا 15 درصد مساحت کل قرقیزستان جزو مناطق حفاظت شده قرار گیرد، با این وجود تعدادی از جانداران در این کشور از جمله پلنگ برفی و ببر در معرض خطر انقراض هستند.
گیاهان و جانوران در این کشور مانند تاجیکستان است. انواع مختلفی از گل های وحشی در دره ها یافت می شوند.
«یاک» (گونه‌ای گاوسان موبلند)، بز کوهی و پلنگ برفی(گونه ای از گربه سانان) را می توان در کوه های این کشور مشاهده کرد.
قرقیزستان ادعا می کند که بزرگ ترین جنگل های وحشی گردو در جهان را دارد.
هر سال دسته های پرندگان زیادی به این کشور مهاجرت می کنند. در سال 2002 میلادی، حداقل 83 گونه از پستانداران، 168 گونه از پرندگان و بیش از چهار هزار و 500 گونه گیاه در این کشور شناسایی شد.
وجود رودخانه «نارین» و دریاچه «ایسک کول» در قرقیزستان، صید ماهی را در این کشور توسعه داده است.
بیش از پنج درصد قرقیزستان را جنگل و بیشه زار پوشانده است.
قرقیزستان از سال 1991 میلادی که استقلال خود را از شوروی به دست آورد، توسعه توریسم را در اولویت برنامه های خود گذاشته است.
باغ گیاه شناسی، پارک ها و خیابان های سایه اندود با درختان از جاذبه های بیشکک به شمار می روند.
بیشکک پایتخت قرقزیستان را را کوه های سربه فلک کشیده ای محصور کرده اند.
ورزش سوارکاری نیز در قرقیزستان محبوب است. در سال 2002 میلادی بیش از 139 هزار نفر از این کشور دیدن کردند که 63 درصد آنها اروپایی بودند.
از: سادات حسینی خواه

[ ۱۳٩٥/۱/۱۱ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ]

مردی سیاه چرده بدون پا خود را روی زمین می کشد و روی دستان خود می پرد و از مردم گدایی می کند.

آن سو تر پسربچه ای با لباس های مندرس تکه پارچه ای کثیف را روی شیشه ماشین می کشد تا پول بگیرد و این کار او اعتراض راننده را به همراه دارد.

تنها چند قدم آن طرف تر زنی کنار خیابان نشسته و به زور از مردم پول می خواهد؛ پیرمردی دیگر از جوانان پول یک عدد نان می خواهد.

اما چرا به گداها کمک نمی کنم؟

1- متکدیان قبلا خیلی کم بودند اما الان هر چند قدم با یک گدا مواجه می شوی و نمی دانی به کدام کمک کنی

2- گدایی این روزها شبیه خفت گیری شده است و گداها به زور می خواهند از تو پول بگیرند

3- برخی از گدایان پول کم را قبول نمی کنند یا هنگامی که به آنان کمک نمی کنی نفرین می کنند و الفاظ نامناسبی به کار می برند

4- هر از گاهی در روزنامه ها می خوانیم که یک گدای میلیونر دستگیر شده است

5- گداها چهره شهر را زشت کرده اند؛ جوان و پیر فرقی ندارد انگار گدایی به شغل پرسودی برای بعضی ها تبدیل شده است

6- برخی از گداها با بلندگو موجب آلودگی صوتی و مزاحمت شهروندان نیز شده اند

[ ۱۳٩٤/۱٠/٢ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ ]

کتاب سه رفیق اثر ماکسیم گورکی را دیشب تمام کردم. داستان سه دوست به نام های یاکوف، پاول و ایلیا است که دوستی آنان از دوران کودکی شکل می گیرد هرچند که گاهی به این فکر می کنم شاید بهتر بود اسم کتاب چهار رفیق می شد  چون زندگی دختری به نام ماشا نیز همراه این سه رفیق است. کتاب جامعه فقیر روسیه آن زمان را به تصویر می کشد. ایلیا قهرمان داستان است که آخر داستان گند می زنه به زندگی خودش و دیگران. مخصوصا صفحات پایانی کتاب بسیار زیبا است. کتاب پر است از مضامین فلسفی زندگی و بسیار زیبا و ادبی نگاشته شده. به نظر من نویسندگان روسی بهترین نویسندگان جهان هستند. در شعر ایران و در فلسفه هم نویسندگان آلمان قلم توانایی دارند. داستان های ایرانی اصلا قابل مقایسه با آثار ماکسیم گورکی هم نیستند اما بهتره همه نویسنده های ایرانی آثار ماکسیم گورکی را بخوانند تا بفهمند نویسندگی یعنی چی. من نمی دونم واقعا بعضی از ایرانی هایی که داستان می نویسند پیش خودشون چی فکر کردن و این همه اعتماد به نفس رو از کجا آوردند که بدون داشتن دایره لغات و تجربه و قریحه نویسندگی و فقط به صرف اینکه چند تا اثر نویسنده مشهور رو شاید خونده باشن، دست به قلم می شن و آثار اکثرا عاشقانه مزخرف می نویسند و عشق را خلاصه در جملات سرهم بندی شده خودشان می کنند.اگر شعر هم بلد باشن دو سه تا شعر سطحی به آن اضافه می کنن و از اون بدتر انتشاراتی هایی هستن که چه در فضای مجازی و  چه بصورت چاپ کاغذی این آثار سخیف را منتشر می کنند و قلم دیگر نویسندگان توانمند ایرانی را زیر سووال می برن.

[ ۱۳٩٤/۸/۳ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ]

صدای ویولن از سه طریق بلندتر می شود:

1- افزایش فشار آرشه روی سیم

2- افزایش سرعت آرشه کشی

3- آرشه را نزدیک خرک ویولن نواختن

[ ۱۳٩٤/٥/٧ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ ]

جامعه ... و اکنون موسیقی

چرایی روآوردن آدمی به موسیقی یکی از سوال هایی است که همواره ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است.

پژوهشگران مدت هاست این سوال را مطرح کرده اند که چرا انسان ها موسیقی می نوازند و اکنون آنان مقایسه های متعددی از فرهنگ های مختلف به عمل آورده اند و نتایج شگفت آور بوده است.
آیا می توان موسیقی را یک زبان جهانی دانست؟ آیا موسیقی واقعا انسان ها را به هم پیوند می زند؟ زنگ های موبایل، ریتم ها و آهنگ ها آیا نوعی زبان جهانی هستند که مردم همه فرهنگ ها می توانند آنها را بفهمند؟ دانشمندان این سووال ها را در یک طرح تحقیقاتی گنجانده و آنها را بررسی کرده اند.
آنان می خواهند بدانند که موسیقی چه تاثیری بر همه فرهنگ ها و قاره ها دارد. نتایج این تحقیق در مجله تخصصی "مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم" منتشر شده است.
به گزارش پایگاه خبری آلمانی زبان ولت، تیم تحقیقاتی گزارش داده اند که موسیقی در سراسر جهان دارای ویژگی های یکسانی است . این ویژگی های یکسان فقط در مورد ریتم ها و تن های صدا نیست بلکه در مورد ابعاد اجتماعی موسیقی نیز صدق می کند بطوریکه در تمام جهان ، موسیقی بصورت منسجم و هماهنگ ارایه می شود.
توماس کری یکی از محققان دانشگاه اکستر انگلیس (به عنوان عضوی از انجمن دانشگاه‌های اروپا ) می گوید : نتایج تحقیقات به درک این پدیده که چرا انسان ها موسیقی را دوست دارند، کمک می کند.
وی می گوید: ما نشان دادیم که ویژگی های مشترک موسیقی در سراسر جهان موجب می شود که انسان ها فعالیت های خود را با هم هماهنگ کنند.
به گفته وی،‌تصور می شود که کارکرد اصلی موسیقی این است که انسان ها را در کنار هم قرار داده و متحد و هماهنگ سازد و در حقیقت موسیقی درست مانند یک چسب اجتماعی عمل می کند.
در تایید این نتیجه تحقیقاتی می توان مثالی دیگر آورد.
محققان به رهبری پاتریک سوج از دانشگاه هنر توکیو ، 304 قطعه ضبط شده موسیقی از سراسر جهان را براساس ویژگی های مشترکشان، بررسی کردند و در آنها ویژگی های عام متعددی مانند "خواندن از قفسه سینه" پیدا کردند که تقریبا در همه جای دنیا به گوش می رسد.
این مطالعات، ویژگی های اجتماعی را بین این بخش های تخصصی موسیقایی نشان می دهد. بطور مثال موسیقی در سراسر جهان اغلب در قالب گروهی و همچنین از سوی مردان نواخته می شود.
محققان همچنین ارتباط تنگاتنگی بین استفاده از سازهای کوبه ای (پرکاشن) و حرکات موزون یافتند؛ ساختاری که آیین های فرهنگی سنتی را به یاد می آورد.
سوج و همکارانش گفته اند که مدت ها درباره این ویژگی های موسیقی مرتبط با فرهنگ ، تردید وجود داشت اما اکنون شواهد آماری برای اثبات آنها به دست آمده است.
سوج می گوید: ما نشان دادیم که بر خلاف تفاوت های سطحی و ظاهری اغلب موسیقی ها در جهان، آنها از پایه و ساختاری شبیه به هم ایجاد شده اند ؛ تا آن اندازه شبیه، که مردم را در کنار هم قرار می دهد.
ریچارد پارنکوت از مرکز موسیقی شناسی سیستماتیک دانشگاه گراتس اتریش نیز در تحلیل این مطالعات می گوید: اگر تحقیقات دیگری در زمینه موسیقی انجام شود، هیجان انگیز خواهد بود. به طورمثال آیا تمپو (درجه سرعتی که یک قطعه موسیقی با آن اجرا میشود) های موسیقی در مناطق مختلف با ضربان قلب و سرعت راه رفتن یکسان است؟ و آیا نشان دادن احساسات عمومی مانند احساس غم، خوشحالی و ترس در همه جا از ساختار موسیقی مشابهی پیروی می کنند؟
تحقیقات پیشین نشان داده اند که سیستم شنوایی انسان در خصوص ابعاد برداشت های فرهنگی از موسیقی نقش دارد. احتمال داده می شود که پویایی اکوستیک (صوت شناسی ، آکوستیک به معنای کنترل اصوات و جهت دادن به نت ها به سمت گوش شنونده) در ساختار حلزون گوش انسان ، معمولا صداهای باس (صدای بم) را برای ریتم و آهنگ استفاده می کند.
به نظر می رسد موسیقی در تمام جنبه‌های زندگی بشر رسوخ پیدا کرده است: موسیقی برای سرگرمی، برای رقص، نمایش و حتی در مراسمی مانند تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ.
به هرحال موسیقی شکلی از هنر است که احساس، عاطفه، ادراک و شناخت انسان را بدون نیاز به تکلم و زبان منتقل می کند و به نظر می رسد تمام جوامع بدون توجه به پیچیدگی های فرهنگی به نوعی با موسیقی همراه هستند و این زبان مشترک می تواند موجب پیوندهای ارتباطی و اجتماعی شود.

**تاثیر موسیقی بر روح و روان
علاوه بر تاثیر موسیقی در ابعاد اجتماعی زندگی انسان ، بر ابعاد فردی و روحی و روانی او نیز تاثیر گذار است.
به گفته پژوهشگران، موسیقی سیستم عواطف مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و در بسیاری از مواقع زندگی که کلام و بیان پاسخگو نیست، می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت بخشد.

**هر آوایی بر روان تاثیر می گذارد
معاون دانشکده علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی ایران می گوید: هر نوع آوایی که طی فرایندهای ارتباطی به انسان منتقل شود در مغز پردازش شده و روی روان تاثیر می گذارد.
دکتر مهرداد کاظم زاده عطوفی در گفت و گو با خبرنگار سلامت ایرنا می افزاید: حتی اگر تن و آهنگ صدا تغییر یابد ، فارغ از محتوای کلام می تواند موجب احساس آزردگی و خشم در فرد شود؛ تن صدا با محتوای مناسب کلامی نیز می تواند احساس آرامش را منتقل کند.
وی تاکید می کند: موسیقی با نواهایی که در فضای پیرامون تولید می کند بر مسایل روانشناختی انسان ها تاثیر می گذارد.

**موسیقی های آرامش بخش و موسیقی های برانگیزاننده و افسرده زا
معاون دانشکده علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی ایران می گوید: برخی موسیقی ها موجب می شوند که امواج آلفا در مغز فعال تر شوند؛ این امواج در مغز موجب تجربه احساس آرامش می شود.
عطوفی می افزاید: شنیدن ملودی های طبیعی مانند آهنگ آب رودخانه، نسیم یا نغمه پرندگان موجب بروز احساس آرامش می شود. نت هایی که به صورت پیوسته در موسیقی اجرا شوند ، احساس آرامش ایجاد می کنند. تحقیقات نشان داده است که اگر نت ها را با فاصله هایی استفاده کنیم که که با ضرباهنگ ضربان قلب هماهنگ باشند ، آرامش بخش خواهند بود.
به گفته وی ، برخی امواج نیز نمودهایی از تنش و فشار روان را با خود به همراه دارند؛ اگر فاصله گام ها در موسیقی کوتاه تر و سرعت ضرباهنگ آن بیشتر شود، قلب را دچار تپش کرده و سیستم عصبی برانگیخته می شود؛ اینگونه موسیقی ها ، مضر ارزیابی می شوند.
وی ادامه داد: البته نمی توان همه ضرباهنگ های کوتاه و پرسرعت را مضر دانست؛ برخی موسیقی ها با ضرباهنگ های قوی موجب شعف و شادی می شوند. اگر فردی به صورت ناگهانی در معرض اینگونه موسیقی ها قرار گرفته یا تجربه فراوانی از این آهنگ ها داشته باشد ، سیستم عصبی او واکنش نشان داده و خلق را افسرده می کند.
این روانشناس بالینی تاکید می کند: موسیقی های سبک جاز ، راک و متال ، سیستم عصبی را تحریک کرده و روی عملکرد هشیاری انسان ها تاثیر می گذارد و افرادی که بطور مداوم در معرض این موسیقی ها قرار دارند رفتارهایی انجام می دهند که شایسته نیست به همین دلیل در برخی گروه های موسیقی غربی ، اعتیاد به مخدر به وفور در آنها مشاهده می شود.
عطوفی یادآور می شود: ملودی هایی که احساس خوشایندی در فرد ایجاد می کنند ، احساس آن مداوم خواهد بود.

**موسیقی درمانی چیست؟
موسیقی درمانی، استفاده بالینی و مبتنی بر شواهد از موسیقی در جهت بهبودی و تقویت سلامت فرد و همچنین ایجاد انگیزه و تشویق او برای درمان ، است که توسط متخصصان ذیربط انجام می شود.
موسیقی درمانی ، رابطه ای است که از آن برای پرداختن به نیازهای جسمی، عاطفی، شناختی و اجتماعی افراد استفاده می شود.
پس از ارزیابی نقاط قوت و نیازهای هر مراجعه کننده، درمانگر واجد شرایط ، موسیقی درمانی را آغاز می کند و برای بیمار راه های آواز یا نواختن یا گوش دادن به موسیقی را فراهم می کند؛ موسیقی درمانی در حوزه های مختلفی از جمله توانبخشی فیزیکی بدن و تسهیل حرکت، افزایش انگیزه بیماران برای ادامه درمان و ارایه حمایت عاطفی برای بیماران و خانواده های آنان استفاده دارد و راهی برای بیماران به ویژه بیماران روحی و روانی برای بیان احساسات خود است.
معاون دانشکده علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی ایران می گوید: هنگامی که آواها در مغز پردازش می شوند، تغییراتی روی خلق و خوی افراد ایجاد می کنند؛ برخی موسیقی ها روی کاهش اضطراب ، تاثیر مثبت دارند و مشکلات خلقی را بهبود می دهند.
به گفته عطوفی از موسیقی در درمان بیماری های مزمن روانشناختی حتی برای بیماران بستری در بیمارستان ها نیز استفاده می شود.
وی خاطرنشان می کند: موسیقی درمانی موجب پویایی گروه و فعال شدن بیمار شده و بیمار راحت تر به سطح جامعه بازمی گردد.

**موسیقی به تنهایی درمانگر نیست
معاون دانشکده علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی ایران می گوید: نمی توان از موسیقی به عنوان تنها ابزار مداخله درمان استفاده کرد بلکه موسیقی مقدمه ای برای انجام سایر مداخلات درمانی به شمار می رود.
عطوفی می افزاید: متاسفانه در برخی جاها برای بیماران روان، نسخه "درمان فقط با استفاده از موسیقی " می پیچند که این مساله شاید در یک مقطع زمانی ، موثر باشد اما چون تعارضات درونی و آزردگی ها در فرد باقی می ماند ، نمی توان انتظار بهبودی داشت.
وی تاکید می کند: مداخله موسیقایی به منظور ایجاد احساس آرامش حتما باید در قالب یک بسته درمانی ارایه شود.

**چه کسانی موسیقی درمانی را در ایران ارایه می کنند و با کدام موسیقی؟
در کشوری مانند آمریکا 72 دانشگاه و دانشکده ، رشته تخصصی موسیقی درمانی تدریس می شود و متخصصان این امر باید 1200 ساعت آموزش بالینی را در این رشته طی کنند.
ایران به عنوان یکی از تمدن های کهن، علاقه و قابلیت فرهنگی خود را در استفاده از موسیقی نشان داده و در زمینه های درمانی از این پدیده استفاده کرده است.
مراجعه به گذشته تاریخی و دانشمندان مشهوری چون فارابی و ابوعلی سینا ، صریحا اهمیت موسیقی و تأثیر آن بر جسم و روح را به ما اثبات می کند. بطور مثال فارابی در کتاب موسیقی الکبیر و ابوعلی سینا در کتاب قانون، به این نکته اشاره می کنند.
برغم این مساله اکنون رشته تخصصی برای این علم در دانشگاه ها وجود ندارد اما انجمن موسیقی درمانی در این زمینه آموزش می دهد.
معاون دانشکده علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی ایران می گوید: انجمن موسیقی درمانی ، آموزش های لازم در زمینه موسیقی درمانی را ارایه می کند و این روش درمانی اغلب از سوی روانشناسان و روانشناسان بالینی ارایه می شود.
به گفته عطوفی ، در موسیقی درمانی بیشتر از موسیقی های کلاسیک که موجب آرامش می شوند ، استفاده می شود اما موسیقی هایی در سطح پاپ نیز وجود دارند که موجب بروز حس آرامش می شوند.

**تاثیر آموزش موسیقی بر مهارت های فردی
پیش از این تحقیقات نشان داده است افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارت ها و توانایی های ادراکی آنان منجر شود.
به گفته محققان، نواختن موسیقی حتی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد.
افرادی که موسیقی را یاد می گیرند باید نت‌های موسیقی را آموخته، زمانبندی‌ها را رعایت کرده و بتوانند صداها را بهتر به ذهن خود بسپارند که تقویت این مهارت ها به یادگیری زبان های جدید به افراد کمک می کند.
و در آخر مولانا چه خوش سروده است:
بس حکیمان گفته اند این لحن‌ها
از دوار چرخ بگرفتیم ما
ما همه اولاد آدم بوده ایم
در بهشت آن لحنها بشنوده‌ایم
گرچه بر ما ریخت آب و گل شکی
یادمان آید از آنها اندکی

گزارش: سادات حسینی خواه

[ ۱۳٩٤/٤/۳٠ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ ]

ارشد مجازی دانشگاه تهران

پذیرفته شدن در مقطع ارشد دانشگاه مجازی سووالات زیادی را در ذهن من ایجاد کرده که مطمئنا بسیاری از افراد نیز همان سووال ها را دارند. سووال هایی که حتی در سایت الکترونیکی دانشگاه ها گذاشته نشده یا اطلاعات ناقص دارند.

1- شهریه ارشد مجازی دولتی دانشگاه تهران در سال 94 چقدر است؟ تا آنجا که متوجه شدم ترمی حدود دو تومان، چند صد هزار تومان بالا و پایین - خخخخخ- بستگی به رشته های علوم انسانی و فنی و مهندسی نیز دارد

2- آیا کلمه دوره الکترونیکی در مدرک قید می شود؟ بله

3- آیا ما همانند دیگر دانشجویان دانشگاه تهران خواهیم بود؟ خیر به ویژه وام خیر

4- آیا مدرک آن از سوی وزارت علوم تایید شده؟ بله

5- مهم ترین سووال: آیا مدرک دانشگاه مجازی دانشگاه تهران در دانشگاه های جهانی پذیرفته می شود؟ اصولا مدرک دانشگاه های مجازی چندان مورد پذیرش دانشگاه های جهان نیست؛ اما اینکه مربوط به دانشگاه تهران است نمی دانم اگر کسی چیزی می داند بگوید

6- ارزش آن در استخدام ها و مزایای داخلی چگونه است؟ مانند مدارک دیگر است البته همیشه دانشجویان روزانه در اولویت قرار می گیرند

7- آموزش محور در این مدارک به چه معناست؟ یعنی پایان نامه ندارد/ البته آموزش محور تا آنجا که من می دانم در مدرک قید نمی شود

8- آیا زمان تحصیل مانند دانشجویان دیگر از مهر شروع می شود؟ خیر تا آنجا که می دانم از بهمن شروع می شود

9-آِیا برای گذراندن این رشته ها نیاز به مصاحبه و پیش نیاز هست؟ مصاحبه نه اما مثل اینکه یک ترم باید پول مبارک را بدهیم اصول کار با کامپیوتر و دوره آموزش الکترونیک را یاد بگیریم

[ ۱۳٩٤/٢/٢٦ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ ]

می توان داستان های آوارگان، پناهندگان و مهاجران را با کمک هنر ثبت کرد

به اندازی کافی خوشبخت هستیم که گاهی از صدای پرندگان لذت ببریم یا شاید هم دلمان بخواهد پیانو بنوازیم. اما همه از این موهبت برخوردار نیستند. بسیاری از افراد در جهان در مناطق قحطی زده یا جنگ زده و بحرانی زندگی می کنند. عده ای نیز به دلایل مختلف که عمده آن فقر و جنگ است از کشور خود به کشورهای غربی مهاجرت می کنند و در این بین دچار سختی ها و محنت های فراوانی می شوند.

آیا تابحال فکر کرده اید که هرکدام از افراد در مناطق جنگ زده و بحرانی و به ویژه مهاجران می توانند داستان رمان گونه ای داشته باشند.

اتفاقا اخیرا یکی از نویسندگان ، همین سو‍ژه را بن مایه اصلی کتاب ود به نام «زیان همگانی» "Havarie"  - نام یکی از اصول قانون دریانوردی است که بر پایهٔ آن همهٔ طرف‌های دخیل در یک سفر دریایی در هرگونه خسارتی که با قربانی کردن داوطلبانه بخشی از کشتی یا کالاهای آن به منظور نجات از موارد اضطراری صورت گرفته به تناسب سهیم‌اند.-  قرار داده است؛ مرله کروگر برنده جایزه رمانی جنایی سال 2013 ، این کتاب را براساس داستان های واقعی نگاشته است.

مرله کروگر Merle Kröger, فیلمساز و نویسنده آلمانی در سال 1967 میلادی در پلون Plön (المان) به دنیا آمد

البته لازم نیست مشکلات پناهندگان و آوارگان و مهاجران را داستان نویسندگانی همچون کروگر جستجو کرد. آوارگان در نقاط مختلف جهان با این مصیبت ها ، خوب آشنا هستند. شهرها به آتش کشیده می شوند و می روند اما این وقایع در اذهان باقی می ماند. اما نگاشتن آنها روی کاغذ وقایع را ماندگارتر و ملموس تر برای دیگر مردم جهان می کند.

[ ۱۳٩٤/٢/٢٦ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ ]

داستان اینگونه آغاز می شود. کودکی وسط اتوبان ایستاده و اطراف او یک عالمه خوک در حال دویدن هستند . گره داستانی این است: این کودک به تنهایی و بدون پدر و مادر وسط اتوبان چکار می کند و اینهمه خوک از کجا آمده  است. کتاب چیک tschick  از ولفگانگ هرندورف Herrndorf  را به تازگی خوانده ام.این داستان در مورد دو پسر بچه 14 ساله به نام های چیک و مایک است ؛ مایک در خانواده ای پولدار اما ورشکسته زندگی می کند که مادرش الکلی بوده و پدرش با دختر جوان منشی شرکتش ، رابطه دارد؛ منشی که فقط چند سال از پسرش بزرگ تر است. در تعطیلات تابستان ، مادر به مرکز ترک اعتیاد می رود و پدر هم با معشوقه اش به سفر و پسر 14 ساله اش یعنی مایک را در خانه با مقداری پول تنها می گذارد. چیک ، پسری روسی است که به تازگی به مدرسه مایک آمده و الکلی است.مایک در مدرسه عاشق دختری به نام تاتیانا می شود. دختری که در جشن تولدش همه دانش آموزان مدرسه به جز مایک، چیک و یک پسر دیگر را دعوت می کند. چیک در غیاب پدر و مادر مایک به خانه او آمده و با مایک دوست می شود . چند روز بعد چیک یک ماشین لادا می دزدد و با مایک از خانه فرار می کنند و سفری جذاب در جاده ها و اتوبان های آلمان را آغاز می کنند. مایک می خواهد به جشن تولد تاتیانا در شهر دیگر برود و پس از آن این دو نوجوان سفر خود به شهری به نام والاچی را آغاز می کنند. والاچی شهری است که چیک می گوید یکی از فامیل هایش آنجا زندگی می کند. پس از یک سفر طولانی این دو نوجوان با ماشین دزدی در اتوبان تصادف می کنند و مایک به شدت صدمه می بیند. پس از آن، برغم اینکه مایک می گوید خودش خواسته از خانه بیرون برود اما پدر مایک در دادگاه ، مدعی می شود که چیک موجب فرار پسرش از خانه شده است.چیک از مدرسه اخراج و به کشور خودش عودت داده می شود. کار جسورانه مایک در مدرسه به عنوان یک قهرمان سر زبان ها می افتد و او در مدرسه مورد توجه و احترام همه و به ویژه تاتیانا قرار می گیرد.پدر و مادر مایک از هم جدا می شوند. مایک در خانه با مادری افسرده تنها می ماند. مادری که تمام وسایل خانه را به درون استخر می ریزد و مایک که شاید حالا او هم برغم همکلام شدن با تاتیانا به خاطر جدایی والدین و از دست دادن چیک، افسرده شده ، مادر را همراهی می کند . همسایه ها به پلیس زنگ می زنند و پلیس می آید . در همین حین مایک که در حال پرت کردن مبل به داخل استخر بوده داخل استخر می افتد و مادرش نیز همراه او به استخر می افتد. داستان اینگونه به پایان می رسد که مایک و مادرش در حال فرورفتن در آب هستند و سایه دو پلیس را روی سطح آب می بینند.مایک می گوید: خوشبختی در این است که تا آخر عمر نمی توانی نفست را زیر آب نگه داری. و داستان به پایان می رسد. داستانی که هرچند درباره کودکان است اما برای بزرگسالان نوشته شده و تحسین و جوایز متعددی را نصیب خود کرده است. داستانی پر از اشک و لبخند.

درباره نویسنده: ولفگانگ هرندورف در سال 1965 در هامبورگ متولد شد و در سال 2013 در برلین فوت کرد. او نقاشی خوانده و در مجله تایتانیک نیز کار کرده است. بزرگ ترین موفقیت نویسندگی او انتشار کتاب چیک در سال 2010 بوده است. کتابی که از روی آن تئاتر و فیلم ساخته شد.

این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نشده است.

[ ۱۳٩٤/۱/۱٢ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سانی هستم.این وبلاگ حاوی آخرین اخبار، داستانها،اشعار و مطالب جدید و ترجمه شده خودم از زبانهای آلمانی ، انگلیسی و اسپانیایی است که اغلب برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شده اند، گاهی نیز در این وبلاگ به یادداشتها و گزارشهایی از مباحث گوناگون پرداخته می شود
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب

  • خوشنویسان | الگوریتم